![]() |
![]() |
|
|
يه نفر كه نميدونم غريبه ايه كه خودش رو آشنا ميدونه يا آشنايي يه كه خودش رو غريب، 5شنبه از ساعت 1:54 تا 2:24 صبح بي خوابي زده به كله اش و تو وبلاگ من توي پست هاي مختلف اين همه كامنت گذاشته با نام غريبهء آشنا. چون هيچ آدرسي نداشت من مجبور شدم تو وبلاگم يه پست بدم و بهش جواب بدم.اونوقت بريد بگيد دولت پاسخگو نيست
اي كه غريبي ولي آشنا من نشناختمت و منظورت رو هم نفهميدم اما جمله به جمله ات رو جواب ميدم:
Delam tang shode bud bade modat ha joraat kardamo in harfo zadam bedune inke b in fek konam che vakoneshi khahi dasht.
گفتي دلم تنگ شده بود و جرات كردي بگي؟؟؟ مگه تو زندان هاي ويتنام زندگي ميكني كه جرات گفتن نداري؟ خوب بگو. به شرط اين كه ازراعيل نباشي خودم باهات تماس ميگيرم. درضمن واكنش من از قوانين نيوتن پيروي ميكنه هر عملي عكس العمل و از اين حرفا
Baraye manam sakht bud kheili sakht
بابا يكي منو توجيه كنه كه چي سخته چي سخت نيست؟ من كه خيلي راحتم و سخت واسم فعلا كه معني نداره
Dunestan hamishe khub nis gahi b tavane dunestanet arom mishkani
از اونجايي كه حرف فلسفي و از اين چيزا گفتي پس خودت خواستي: دانستن لازمه زندگي است. ندونستن ترس مياره و ترس، فرار. به همين خاطره كه از تاريكي فرار ميكنيم چون نميدونيم توش چيه و چي در انتظارمونه. پس شما نگران شكستن آدما نباش حرفت رو كامل بزن و با دلايل منطقي سعي كن قانعشون كني اگه نشدن شايد اشتباه ميكردي.
Che mikardam vaghti Cheshamt migoft boro.
چشمام ميگفت بروووووووووو؟ كجااااااااااااااااا؟ كي؟ بابا من با زبونم به زور حرف ميزنم چشام كه ديگه جاي خود داره. اون تو قيامته كه ميگن بدن آدم گواهي ميده و شروع به حرف زدن ميكنه نه الان نكنه مردي داغي حاليت نيست؟؟؟ يا توهم زدي
Hame chiz un tori nis ke ma fekr mikonim . حرف آدمهاي ترسو. البته معذرت اما يه عقيده شخصيه ديگه كاريش هم نميشه كرد. همه چيز همون طوريه كه ما فكر ميكنيم و ميخواييم. گاهي ما چيزي ميخواييم كه نبايد بخواييم گاهي ما پامون رو تو گليم همسايه دراز ميكنيم و...
Eshgho nefrat be faseleye ye tare mo hasten age ruzi az kasi nefrat hes kardiyani roozi asheghane dustesh dashti;;;; tavanaii haye basher ro mishnasi pas neshun bede hanuzam mituni ta nefrato az ghalbet birun nakoni dost dashtan jayi peyda nemikone pas dus dashte bash ta dus bedaranet
عشق و نفرت: مثلا ما از آمريكاي جنايت كار يا رژيم قاصب و منحوس سهيونيستي متنفريم به اين معنيه كه يه روز عاشقانه دوستش داشتيم؟؟؟ اما اگه منظورت منم. اگه منو ميشناسي و با روحياتم آشنايي. كه البته اينطور ادعا كردي، بايد بدوني تو وجود من هيچ حس منفي پايدار نميمونه. من نه از كسي نه از چيزي متنفر نيستم شايد از دست يه سري كاراي آدما ناراحت باشم اما تنفر نه. به صرف اينكه يكي با يه اشتباه مارو ناراحت كنه دليل نميشه تمام خوبيهاش رو ناديده بگيريم و ازش متنفر بشيم. درضمن عشق و نفرت فاصله اي به اندازه زمين تا آسمان دارند. نفرت واسه ما زميني هاست و وقتي عشقمون زميني و از روي هوس باشه به نفرت تبديل ميشه پس چرند نگو.
Shenidi migan vase kesi bemir ke vasat tab mikone? Pas tab kon ta vasat bemiram.
ما تبمون بيخودي هم بالاس نياز به تب كردن نداريم. درضمن نياز ندارم كسي برام بميره . واسه كسي بمير كه واست بميره نه واست تب كنه تا هميشه باهم باشيد و هيچ كدوم هم ديگه رو تنها نگذاريد.
و در آخر من نميدونم كي هستي؟ كجا هستي ؟چي هستي؟ پس دفعه بعد اگه جرات كردي و مسئولين زندان اينترنت در اختيارت گذاشتن خودت رو معرفي كن قول ميدم اسمت رو تو ليست سازمان ملل ثبت كنم تا ديگه در امان باشي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:6 توسط مسعود |
|
|
ما كه در قدر شب قدر چنين جا مانديم با چه رويي همهء عمر، خدايا خوانديم؟ ما كه انسانيت خويش به تاري داديم ديگر از لطف كدامين كرمش، دل شاديم؟ ما كه در روي زمين ره به تكبر رفتيم گرد آن كعبهء حق، كي به تخلص گشتيم؟ ما كه با اشك يتيمان ره خود مي سازيم كي توانيم كه ره سوي، خدا اندازيم؟ ما كه گم كرده خداييم و فقط در راهيم مشكل از كسيت كه از كوري خود در چاهيم؟ ما كه پروردهء عشقيم و ندانيمش چيست خود بگوييد كه بي معرفت عشق، كجا بايد زيست؟ ما كه در پرده شب جامهء نو مي پوشيم از چه هنگام خيانت به همه مي جوشيم؟ ما كه دانيم به هنگام خوشي در ته يك آغازيم پس چرا وقت طرب، قافيه را مي بازيم ما كه ققنوس شديم و به تب پروازيم بهر چه زار و پريشان به جهان مي سازيم؟ m.gh
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 19:47 توسط مسعود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
You can win if you want
|
|
RSS
|