![]() |
![]() |
|
|
حالمان بد نيست غم کم مي خوريم کم که نه! هر روز کم کم مي خوريم حميدرضا رجايی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 12:50 توسط مسعود |
|
|
ما ظاهراً رفيقان بس نارفيق بوديم
هر پشت اعتمادي زخمي به خنجر كرديم هر سينه رفيقي با تيغ كين دريديم خودكردهها چه آسان نسبت به داور كرديم هر جايي هوس را با خواهشي برآريم اسكندرانه مُلكي صحراي محشر كرديم با زورقي شكسته پارو به آب داديم چشمان مادران را درياي احمر كرديم حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتي در خاطري شكسته اسمي كه از بر كرديم ما خون عاشقان را در لالهها شكستيم بر حجلههاي آنان آن لاله زيور كرديم با خون آن دليران آسان وضو گرفتيم در جام شهد دوستان زهر مكرر كرديم هر جايي هوس را با خواهشي برآريم اسكندرانه مُلكي صحراي محشر كرديم با زورقي شكسته پارو به آب داديم چشمان مادران را درياي احمر كرديم حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتي در خاطري شكسته اسمي كه از بر كرديم نارفیق داریوش |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:45 توسط مسعود |
|
|
فعلا نه حرفی واسه گفتن دارم و نه وقتی واسه نوشتن
یعنی هست اما نیست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 1:33 توسط مسعود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
You can win if you want
|
|
RSS
|